تبلیغات
بُغضِ غَریبْ 1
بُغضِ غَریبْ 1

ஜ w̲̅][̲̅e̲̅][̲̅l̲̅][̲̅c̲̅][̅ ̲o̲̅][̲̅m̲̅][̲̅e̲̅ ஜ

... سنگ صبورم سنگ سیاهی است که نامم رویش حک می شود
.

قدم هات رو کمی آهسته بردار یکم آهسته تر دوری کن از من
برا تنها شدن آماده نیستم ولی تو خودت رو آماده کردی
.
در انتظار آمدن کسی بودن که می دانی نمی اید حماقت نیست ... عشق است...

برای من که نه اما برای مردم این دیار بغض های من , بغض غریب , است

Near Death Experience
.
.
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دور تر از هر چه رفیق

خالی از هر چه فراق

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی

من دلم تنگ خودم گشته و بس
.
.
بی تفاوت نیستم

اما

دیگر کسی برایم متفاوت نیست
.
.

مرد بودن خیلی سخته ...

مجبوری وقتی احساساتت

دارند خفه ات میکنند

مثل یک تکه سنگ

بی تفاوت و بی احساس

به نظر برسی

مجبوری روی شانه های

خودت گریه کنی...

بغض های غریبت را در گلو

خفه کنی

دردودل هایت را برای

خودت بگویی

تا متهم نشوی به

ضعیف بودن...
.
.
.


__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌l̡̡̡̡._

وبلاگ بعض غریب مخاطب خاص ندارد
هر که وارد شود خاص است
.
.

نه از مهر و نه از کین مینویسم
نه از کـفر و نه از دین مینویسم
دلم خون استــــ میدانی برادر؟
دلم خون است از این مینویسم

مـــن

خــودم هــســتــم و
تــنهایی و یک بغض غریـب
که به صـد عـشق و هـوس
مــی ارزد...

مــن

نــه عاشـــق هــستـم
و نه دل داده به گیسـوی بلند
و نـه آلــوده به افــکار پــلـیـد

مـــن

به دنـبــال نـگاهی هستـم
که مـــرا از پـــس
تـنـهایــی ام می فــهمــد...!!
.

.
کی می دونه شاید امسال برا ارباب بمیرم
کی می دونه شایدم تشنه و بی آب بمیرم
.
.
.
.
تو این دنیای پر از نامردی بیا و مردونگی کن..

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

ارتباط با مدیریت وبلاگ:


یا فاطمه زهرا

لطف مدام حضرت یاسین به دست توست

آری دعا به دست تو آمین به دست توست

آنجا که سینه در تب اندوه سوخته است

آرامش دوباره و تسکین به دست توست

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَد و امُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ

با ختم یک صلوات ظهور حضرت مهدی (عج وشفای همه ی بیماران را از خداوند بخواهیم

به حق حضرت زهرا (س)

 

---------------------------------شهادت مادرم افسانه نیست---------------------------------------------

      بغض غریب 2  : www.2072.mihanblog.com 



- توسط بغض غریب| ردپا ()

واقعیت

همه آدمها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند

اگر بزرگشان کنیم گم میشوند

و دیگر نه شما را میبینند و نه خودشان را

بیایید به اندازه آدم ها دست نزنیم..


پنجشنبه 14 بهمن 1395 توسط بغض غریب| ردپا ()

حقیقت تلخ

حقیقت ندارد زمانی که انسان پیر میشود از رویاهایش دست میکشد

بلکه

انسان زمانی که از رویاهایش دست میکشد پیر میشود...


پنجشنبه 14 بهمن 1395 توسط بغض غریب| ردپا ()

آری


امروز به "آنهایی" می اندیشم که روی "شانه هایم" گریه کردند

 نوبت "من" که شد "شانه " خالی کردند


زندگی به من آموخت که
هـیـچ چـیـز از
هـیـچ کـس بـعـیـد
نـیـسـت!


جمعه 11 تیر 1395 توسط بغض غریب| ردپا ()

فقط

شاید آرامتـــــــر میشـــدم

فقــــط و فقـــــط ...

اگر میـــفهمیـدی

حرفهـــایم به همیــن راحـــتی که میخوانـــــی

نوشــــته نشده اند ....


جمعه 7 خرداد 1395 توسط بغض غریب| ردپا ()

مادرررر


چهارشنبه 11 فروردین 1395 توسط بغض غریب| ردپا ()

زندگی

بالا رفتن سن حتمی است ...

اما اینکه روح تو پیر شود،

بستگی به خودت دارد ...!


ﻣﺒﺎﺩﺍ !

زندگی ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ!


شنبه 8 اسفند 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

تکرار

گاهی عمر تلف می شود به پا ی یک احساس

گاهی احساس تلف می شود به پای یک عمر

و چه عذابی می کشد کسی که هم عمرش تلف می شود هم احساسش


یکشنبه 27 دی 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

بلد است؟


با کسی باش که تو را بلد باشد
نگاهت را
حرف های نگفته ات را
لحن غمگینت را
بغض فرو خورده ات را
حست را
عشقت را
کسی که تو را بلد باشد یعنی خود خودت
ازش دور هم که باشی چیزی ماوراء وجودت او را به تو نزدیک خواهد کرد
زیرا تنها او تو را بلد است.



شنبه 21 آذر 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

خدا

خدا را دوست بدارید

حداقلش این است که کسی را دوست دارید که روزی به او میرسید


دوشنبه 18 آبان 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

خدا


خدایا حجم دلتنگی هایم وسیع است

و پرو بالم بسته...

اینگونه بگویم

اسیر وابستگی های دنیا شده ام

دلم آرامش می خواهد

ذره ای....

لحظه ای....


پنجشنبه 16 مهر 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

گاهی

 

گاهی نمی دانی                 

             از دست داده ای

                                                                                           یا از دست رفته ای ....

 

 

 


پنجشنبه 8 مرداد 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

مانده ام

 آنچه نامش زندگیست مرا کشت

مانذه ام

آنچه نامش مرگ است

با من چه خواهد کرد.


شنبه 26 اردیبهشت 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

بهتر از این نمی شود وقتی پشتت خالیست

 بابای ادم تو کما باشه

اما

باشه

ی نفسم بزنه

 کافیه ...


سه شنبه 11 فروردین 1394 توسط بغض غریب| ردپا ()

سکوت درد آور

سکوت می کنم

می گذارم انسان ها تا انتهای قضاوت اشتباهشان نسبت به آنچه هستم بروند

می گذارم اصلا عوضی بگیرند نیت های مرا و خیره نگاهشان می کنم

مگر چقدر مهم است

 درست شناخته شدن در اذهانی که دنیای افکارشان را خود قاضی هستند.



شنبه 9 اسفند 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

بگذار

بگذار بسوزم  ! ما که دادمان با آسمان نرسید

شاید دودمان برسد....



بد بودن هم زیاد بد نیست

وقتی دیگران تو را بد می پندارند

تو بد باشی ، هم دیگران قضاوت ناعادلانه نکرده اند

هم تو خودت را خسته نمی کنی برای اثبات خوب بودن


شنبه 2 اسفند 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

نگریستن

من اكنون احساس می كنم،

بر تل خاكستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم،

تنها مانده ام.

و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.

و اعماق آسمان ساكت را می نگرم.

و خود را می نگرم.

و در این نگریستن های همه دردناك و همه تلخ،

این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است،

و هر لحظه صریح تر و كوبنده تر

كه تو این جا چه می كنی؟

امروز به خودم گفتم:

من احساس می كنم،

كه نشسته ام زمان را می نگرم كه می گذرد.

و چه زیباست گذر عمرم بر یک چشم بر هم زدن


چهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

چه امید بی خودی داشتم

ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍاگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ؛ 
" ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ "
ﻣﯿﺸﻮﺩ " ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ...."
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺴﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ 
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ
ﺩﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ،
و ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﻼﺗﯽ
ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻕ ﻫﯿﭻ ﻃﺒﻌﯽ ﺧﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ..
ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ،
" ﻓﺮﺻﺖ "
 ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﺁﺏِ ﺗﻨﮓِ ﻣﺎﻫﯽ
 ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﻗﺘﺶ ﻋﻮﺽ ﻧﺸﻮﺩ
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ، ﻣﺎﻫﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ...




دوشنبه 27 بهمن 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

دو راهی

 
سخت ترین دوراهی ،

دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که:

 باید منتظر می ماندی

و گاهی آن قدر منتظر میمانی که:

 می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی !

 



جمعه 3 بهمن 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

روز تولد یک آبجی

تولدت مبارک عزیزم

روز تولد تنها خواهر گلم  است  که خیلی دوستش دارم

این را به او نگوئید که بفهمد فاصله اش را بیشتر می کند....

در اولین ثانیه ها این روز نظاره گر بودم

تا به جای اثبات مرام و معرفت

در لانه خودم ندا بدم

تا نکند حرف دل

بازیچه و بهانه

شود


دوشنبه 22 دی 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

... گاهی نه، همیشه دلتنگتم

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...

 گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... .

 گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

 گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...

 گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی..

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...





سه شنبه 9 دی 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

خودکشی

خود کشی مرگ قشنگیست که به آن دل بستم

دست کم هر دو سه شب سییییر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پر از پنجره های خطرم

به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم

گاه و بیگاه شقیقست و تفنگی که منم

قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم


شنبه 6 دی 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

خدایا

یکی انفرادی شده زندگیش

یکی باخت داده پای سادگیش

یکی هر چه هست  با دلش صادقه

یکی عاشقه عشقشم عاشقه

خدا چوب لای چرخ کارم نکن

خدا خسته ام صبح بیدارم نکن




چهارشنبه 3 دی 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

غم

 گفتم غم تو دارم                  

  چیزی نگفت و بگذشت

          حافظ خوشا به حالت

                       یارم گذشت و یارت

                                    گفتا غمت سراید


یکشنبه 30 آذر 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

بغض غریب - مرتضی پاشائی



بغضم گرفته وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم
...
خـــــــــدا این حس و حال و دوست نـــــــــدارم

مردی از جنس بغض غریب رفت...
روحش شاد


پایان مطلب ....

یکشنبه 27 مهر 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

سکوت

بعضی وقتا ســـکوت میکنی چون آنقدر رنجیده‌ای که نمی‌خواهی حرف بزنی

بعضی وقتا ســـکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری

گاهی سکـــــــــوت یه اعتراضه

گاهی هم یه انتظار

'گاهی  ســــــکوت واسه اینه که

هیچ کلمه‌ای نمیتونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه

اما

بعضی وقتا سکوت میکنی چون کسی برات مهم نیست

گاهی ســــــکوت
 یه خود خواهیه

گاهی 
ســــــکوت
 برا رنجوندنه

گاهی هم 
ســــــکوت
 نشان نامردیه

شنبه 26 مهر 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

بغض غریب

اینجــــــــا آرامگاه بغض هــ ـای غریب کهنه است.کمی سکوت!که اگربیدار شوند درد دارند



یکشنبه 23 شهریور 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

خاطره

نمی خواهم خاطره ی فردایم شوی!

امروز من باش

حتی لحظه ای……!


خاطـره" یعنی ، یک سُکـُـ ـ ــ ـ ـــوتِ غیر منتظره میان خـنده هایِ بُـلـَــــــــند !.!.!




دوشنبه 17 شهریور 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

کاش



کـــــــــــــاش...


هر روز غروب جمعه بوددد
آن وقت میتوانستم دلتنگی هایم را بر گردنش بیندازم.!!!

پنجشنبه 13 شهریور 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

زندگی

زندگی همین است
هر خاطره غروبی دارد
هر غروبی خاطره ای
و ما جایی بین امید و انتظار
چشم میکشیم تا روزگارمان بگذرد
 گاهی هم فرق نمی کند چگونه
فقط بگذرد



یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()

همه چی بوی خود خواهی می دهد

در دنیای من فقط یک نفر لبخند مرا خواست 
 
او عکاس بود , پولش را هم گرفت....

پنجشنبه 9 مرداد 1393 توسط بغض غریب| ردپا ()



ஜ w̲̅][̲̅e̲̅][̲̅l̲̅][̲̅c̲̅][̅ ̲o̲̅][̲̅m̲̅][̲̅e̲̅ ஜ

... سنگ صبورم سنگ سیاهی است که نامم رویش حک می شود
.

قدم هات رو کمی آهسته بردار یکم آهسته تر دوری کن از من
برا تنها شدن آماده نیستم ولی تو خودت رو آماده کردی
.
در انتظار آمدن کسی بودن که می دانی نمی اید حماقت نیست ... عشق است...

برای من که نه اما برای مردم این دیار بغض های من , بغض غریب , است

Near Death Experience
.
.
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دور تر از هر چه رفیق

خالی از هر چه فراق

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی

من دلم تنگ خودم گشته و بس
.
.
بی تفاوت نیستم

اما

دیگر کسی برایم متفاوت نیست
.
.

مرد بودن خیلی سخته ...

مجبوری وقتی احساساتت

دارند خفه ات میکنند

مثل یک تکه سنگ

بی تفاوت و بی احساس

به نظر برسی

مجبوری روی شانه های

خودت گریه کنی...

بغض های غریبت را در گلو

خفه کنی

دردودل هایت را برای

خودت بگویی

تا متهم نشوی به

ضعیف بودن...
.
.
.


__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌l̡̡̡̡._

وبلاگ بعض غریب مخاطب خاص ندارد
هر که وارد شود خاص است
.
.

نه از مهر و نه از کین مینویسم
نه از کـفر و نه از دین مینویسم
دلم خون استــــ میدانی برادر؟
دلم خون است از این مینویسم

مـــن

خــودم هــســتــم و
تــنهایی و یک بغض غریـب
که به صـد عـشق و هـوس
مــی ارزد...

مــن

نــه عاشـــق هــستـم
و نه دل داده به گیسـوی بلند
و نـه آلــوده به افــکار پــلـیـد

مـــن

به دنـبــال نـگاهی هستـم
که مـــرا از پـــس
تـنـهایــی ام می فــهمــد...!!
.

.
کی می دونه شاید امسال برا ارباب بمیرم
کی می دونه شایدم تشنه و بی آب بمیرم
.
.
.
.
تو این دنیای پر از نامردی بیا و مردونگی کن..

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

ارتباط با مدیریت وبلاگ:

boghz_gharib@yahoo.com

واقعیت
حقیقت تلخ
آری
فقط
مادرررر
زندگی
تکرار
بلد است؟
خدا
خدا
گاهی
مانده ام
بهتر از این نمی شود وقتی پشتت خالیست
سکوت درد آور
بگذار
نگریستن
چه امید بی خودی داشتم
دو راهی
روز تولد یک آبجی
... گاهی نه، همیشه دلتنگتم
خودکشی
خدایا
غم
بغض غریب - مرتضی پاشائی
سکوت

بهمن 1395
تیر 1395
خرداد 1395
فروردین 1395
اسفند 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
مرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392

بغض غریب
بغض غریب

بغض غریب 3
بغض غریب 2

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

--------------- --------- --------------